گفتگوی مجازی زیر با دوست دانشجویم فنایی عزیز که خود اهل دانش و سیاست است ، گرفته شده و در واقع ادامه پست قبلی است . ....... امیدم اینست که اهل سیاست و امنیت از دل نوشته یک معلم ساده برداشت سیاسی و ایضا امنیتی نکنند و فقط به چشم دل بدان بنگرند و خلاف هایش را به بزرگی خود ببخشایند !! ![]()
![]()
--------------------------
سلام استاد عزیز
آری منم همین را میگویم کجا رفته است غیرت ان سالهاآيا دستاورددر خون غلطيدنها
برهنگي مخملبافها است؟! چرا اين مدعيان دروغين شفاف سازي نميكنندو راه خود را از مخملبافها وراديو فرداها جدا نميكنند؟!با با نابود كردن اموال بيت المال ميخواستند خوب حكمفرماني كنند!!
بله راه امام شعار نيست راه امام برهنگي نيست راه امام ازادگي است اگر ازادي نبود با جان واموال مردم بازي نميكردند ورا ست راست راه بروند وبه من وشما بخندند
وديگران طاعون خطاي انان رادر شبهاي تار زندان بدهند
مامون هم مدعي بودكه ميخواهد جامعه علوي به پا كنداصلا او بود كه رنگ سبز را
به تن مدعيان كرد وابا اين ترفندمقاصد پليد خود را در ميان عقايد علويان پنهان كرد
ولي يك كلام ميخواهم بدانم
ين نخبگان كه ميگوييد چه كساني هستند اصلا به چه چيز اعتراض دارند بگوييد تا ما هم بدانيم ،بدانيم كه در دوره خاتمي كه موسوي رهرو راه اوبوداچه امتيازي وجود داشته كه هم اكنون اين امتيازات گرفته شده است
لطفا شفاف سازي فرماييد كه من دانشجو هم اگاهي پيدا كنم
-------------------------------------------------
با سلام به دوست عزیز فنایی 
یک : بدیهی است که در هر عصر و نسل متناسب با شرایط و زمانه و نیاز آن موضع گرفت __ البته اصول و مبانی به سادگی قابل تغییر نیستند .__
دو : در یک حرکت عظیم چه اصل نقلاب و چه اصلاحات و یا هر جنبشی خواه براساس هر تفکری ، آن چه مهم است مبانی فکری و اعتقادی و خط مشی سیاسی است و اشخاص و حتی احزاب تا جایی که با اصول و مبانی یک جریان فکری یا سیاسی و ..... همراه باشند و به میزان همراهیشان و به تناسب نزدیکی و دوری شان از آن آرمان تعریف می شوند . بنابراین اشخاصی که نام برده اید و یا هرشخص دیگری به عنوان یک شهروند حق اظهار نظر و اعتراض و ..... دارند و نمی توان به صرف همراهی با یک جنبش اصلاحی تمام تفکرات و میلیونها هوادار را منتسب به یک نفر کرد و بر آن اساس ایمان افراد و مجموعه را محک زد ! .... هر چند محک زدن ایمان اشخاص فقط توسط خداوند متعال است و ما می توانیم برداشت و حدسیات خود را بیان کنیم البته به شرطی که توهین و افترا نباشد .
سه : رادیوها و ..... ساز خود را کوک می کنند و اگر حضرات خودی ، خوفی از فضای آزاد رسانه ایی ندارند ، فقط یک چهارم از صدا و سیمای یک طرفه و جناحی را باز کنند تا نیروهای درون این نظام و انقلاب حرفشان را بزنند .... چرا فضای باز ایام انتخابات را یکسره تعطیل کردند ؟_ البته باحذف زیاد روی و اهانت ها .
چهار : در رابطه با غارت بیت المال هر کسی از هر فکر و جناحی باید پس از محاکمه و اثبات جرم بشدت مجازات شود و استثناء هم نباید داشته باشد .......... اما به صرف اتهام توسط من و شما و احمدی نژاد و............ که قابل اثبات نیست و بیشتر تبلیغاتی است مخالفم هم به لحاظ شرعی و هم قانونی و هم عقلی .
پنجم : بله کسانی که جان و مال یک ملت را به بازی گرفته اند و آبرو و حیثیت یک ملت هفت هزار ساله را برده اند و می برند ، پس از اثبات جرمشان و محاکمه در دادگاه عدل اسلامی و مردمی ، باید مجازات شوند ........ هر کسی که می خواهد باشد . بشرطی که قبل از دادگاه حکمش را نادانان و قدرتمندان و منفعت طلبان صادر نکرده باشند .
ششم : واقعا شما مامون را با رهبران اصلاح طلبان مانند موسوی و خاتمی و .......... قابل مقایسه می دانید ؟؟!! ........ اگر من هم بخواهم شواهد تاریخی بیاورم فکر می کنم برخی با افراد پست تر از مامون قابل مقایسه باشند ........ اما این شیوه نه بخردانه و نه اخلاقی و نه منصفانه است .
هفتم : شما با یک نظر و مطالعه کوتاه در دیدگاه برجستگان حقوق و اقتصاد و سیاست و حوزه و ............ بسادگی بخش هایی از اعتراض اینان را خواهید دانست ، حتی از طیف اصولگرایان . اداره کشور شوخی نیست که با لجبازی و شعار پردازی و تحریک عواطف و تعطیلی عقول بسامان برسد .
انقلاب برای عدالت و اخلاق و معنویت و آزادی از تملق ها و چاپلوسی ها و برابری بوده است ، لطفا شما بخشی کارنامه ما را به ریز در این حوزه ها را بررسی کنید .....__ بی شک نکات مثبت هم فراوان است اما به هیچوجه در حد انتظار از نظام اسلامی نیست ___
هشتم : شما بی طرفانه وضعیت سیاست داخلی و خارجی ( در منطقه خاورمیانه و عربی و اروپایی و جایگاه ایران را در آن دوران ببینید ) و ثبات اقتصادی و فضای باز سیاسی و ....... را با وضعیت اسف بار سیاست خارجی پرهیاهو اما بی اثر کنونی را بویژه با وادادگی کنونی در برابر غرب را مقایسه نمایید ..............
جایگاه یک دولت خردمند و رئیس دولت دانشمند آن را در بین مردم و دانشمندان جامعه و جهان با شرایط کنونی مقایسه کنید به نظرم اصلا این بررسی سخت نخواهد بود .
نتیجه پایانی : با تمام ارادت و احترامی که به استاد سید محمد خاتمی و مرد بزرگ و بزرگوار میر حسین موسوی و نیز به مرد کم نظیر صداقت سیاسی ایران کروبی دارم ؛ اما اینان مانند من و شما و همه رجال سیاسی غیر معصوم ، طبعا در موضع گیری ها و تصمیمات تندی و کندی و اشتباهاتی داشته و دارند و خواهند داشت ، شما بدنبال مدعیان عدم اشتباه بگردید و بررسی کنید چقدر اشتباه داشته و از آن طفره می روند !! ............
امیدوارم با همه این تفاصیل ، عقلانیت سیاسی به همه مردان و زنان سیاسی بویژه حاکمان غلبه کند و شرایط نامساعد کنونی به سمت عقلانیت و تدبیر دراز مدت تغییر کند .
-------------------------------------------
سلام دوست عزیزم، استاد عارف 
این روز ها هنجره رئیس جمهور فداکار وزحمتکش وخدمتگزار این مردم ومملکت دارد پاره میشودبرای برای تصویب لایحه هدفمند کردن اما متاسفانه در میان نخبگان سیاسی ومجلسیان به اندازه 313 نفر خدمتگزار مردم وجود ندارد تا حرف این خدمتگزار را بفهمد وبه درد مردم رسیدگی کنند که اگر 313 نفر براستی خدمتگزار ملت ودین بود به
خـــــــــــــــــــداوندی خـــــــــــــدا قســـــــــــــــــــــــــم که حضرت مهدی یارانش را پیدا کرده بوده وامر ظهور به وقوع میپیوست.
دیگر حاضر نیستم با شما بحث سیاسی کنم من روان تحلیلی خواندم و شاگردبدی نیستم پس میتوانم نوشته دیگران را تحلیل کنم وتقریبا بگویم در روانش چه میگذرد
شما ناخوداگاه دارید از میکانیسمهای دفاعی استفاده میکنید البته چون از ضمیر ناهشیار این موضوع بر میخیزد خودتان به این موضوع واقف نیستید ولی از قلمتون باید تعریف کنم که علت این تعریف هم جنبه روانی دارد .
-----تا بعد شب بخیر

---------------------------------------------
سلام و درود فنایی عزیز 
از اشکالات مهم اینست که گمان می رود در این بین فقط آقای احمدی نژاد و نزدیکانش فقط فکر مردم و کشورند و بقیه اعم از مجلس ، ( هر چند همفکر ) و مجمع تشخیص مصلحت ، اساتیددانشگاه ، دانشجویان ، روحانیون ، و احزاب سیاسی و دگر اندیشان اعم از نیروهای انقلاب یا حتی منتقدین به حاکمیت و ...... همه و همه مردم و انقلاب و کشور را فراموش کرده اند ( هر چند من هم انتقادات جدی دارم و بدان اشاره کردم ) ...... این مطلق اندیشی از یک بیماری فکری شدید و احیانا روحی و روانی و با نگاهی خوش بینانه خود شیفتگی و خود خدمت گذار بینی مطلق ! حکایت دارد و گمان کرده اند با دعای فرج خواندن در ابتدای سخنرانی و جلسات دیگر سربازان مطلق و بی قید و شرط حضرت اند ___ که از ته دل دعا می کنم چنین باشد __ که اگر چنین باشد انجمن حجتیه در این مساله پر سابقه تر از اینان بوده اند ....... بگذرم . .......... امام زمان_ روحی لتراب مقدمه الفداه _ به یاران عاقل بیشتر علاقه دارد تا یاران احساسی .......
به شما هم تبریک می گویم که علاوه بر نیت خوانی ، به ضمیر ناخود آگاه خوانی و روان خوانی !! هم رسده اید . به شما نمره 18 میدهم چون مکانیسم دفاعی که مرقوم فرمودید بر خلاف نظر جناب عالی کاملا هوشیارانه و به عمد برای به چالش کشاندن شما بود ! .......... بازم به اطلاع دانشجویی که از گفتگو با او لذت می برم برسانم که هر چند دانشجوی روان شناسی نبوده ام اما در 20 سال گذشته در کنار دروس حقوق و فقه نیم نگاهی همیشگی به کتب و مقالات روانشناسی و علوم تربیتی داشته ام .
نکته آخر این که : خدا می داند ، این چند سطر را معمولا تحت فشار شدید وقت با عجله جهت پاسخگویی می نویسم وگرنه من هم بسیار علاقه مندم از وضعیت بلبشوی سیاسی و اجتماعی کنونی که متملقین حرمت یافته و منتقدین مخلص یا در زندانند و یا تحت فشار ، کناره گیری کنم و پس از 30 سال به خانواده و همسرم و دو فرزند عزیزم برسم که به قول خواهر زاده عزیزم که هم فکر شماست ، بعد از 30 سال زندگی چریکی مثل بقیه به فکر اجاره یا خرید منزلی در ده کوره های اطراف تهران باشم . .............. هر چند دغدغه اجتماع و سیاست و درد داشتن را از امام عزیز و استاد شهید شریعتی آموخته ام و بعید می دانم بتوانم به درد های حقیر شخصی خود بپردازم . ......... نکته ایی را هم برای مزید اطلاعتان اضافه می کنم که : در این سالیان طولانی به هیجوجه مقامی و مسوولی حتی در دولت اصلاحات نبوده ام و نیستم و انشاء الله نخواهم بود ......................
علت تعریفتون از قلم را دقیقا متوجه نمیشم ! ؟ ............
امیدوارم حضور سبزتون ! را در گاه نوشته هایم شاهد باشم . 


| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
راه سبز ما یک مسیر عقلانی است و این یک بشارت است،
زیرا نشان میدهد که ما تا انتها
بر سر خواستههای خود مستحکم خواهیم ایستاد.
"میرحسین موسوی"
-------------------------------------
نوشته کوتاه زیر انتقادی از دوست دانشجویم فنایی عزیز است که همراه با پاسخی تقدیم می گردد. لازم به یادآوری است که روی سخن من صرفا ایشان نیست و عام است .
سلام استاد![]()
بر سر خواستههای خود مستحکم بایستید![]()
به هر قیمتی شده به قیمت ابروی ایرانی!!به قیمت از بین رفتن راه امام !!به قيمت هدر رفتن خون شهيدان!! به قيمت تازه شدن داغ دل خانواده هاي شهيد!! به قيمت ازبين رفتن ارمانهاي انقلاب!!....اره براي انكه عده اي به خواسته هاي قدرت طلبي خود برسند شما ها جلوي همه ي ارزشها بايستيد !!مانندحوادث پس از انتخابات قدرت طلبان رفتند پي تفريحات خود وعده اي بازندان رفتن وبه قول خودشون شكنجه شدن براي خواسته هاي انان ايستادگي كردند احسنت به اين فداكاري شما !!
كي به شما مدال شجاعت ميدهد حتماخداوند به شما اجـــــــــــــــر ميدهد [بدرود]
...........................................
" حسبنا الله و نعم الوکیل نعم المولی و نعم الوکیل "
با سلام و تشکر از این که نظراتت را صریح مطرح می کنی . من هم صریح می نویسم و می گویم البته بدون هر گونه ویرایش لفظی و محتوایی تا حرف دلم باشه :
1: وقتی من و برادرانم و دهها نفر از دوستان شهیدم برای حفظ آبروی ایران و عظمت اسلام و انقلاب در خون خود غلت می زدیم و خون دل می خوردیم و در طول چندین سال دفاع مقدس مادرم شب های اندکی ، شاید به تعداد انگشتان دودست مرا در تنهایی خود می دید و اشک می ریخت ، تعداد قابل توجهی از قاعدین دیروز و مدعیان امروز بخاطر احتیاط شرعی و یا ترس و زبونی ........ را به قیمت بهترین ویلاهای شمال طالب بودند !! ......... آبروی ایران را نمی بردیم ؟.... اینک که می گوییم خوب حکمرانی کنید ، اسلامی عمل کنید و اخلاقی رفتار نمایید ، آبروی ایران را برده ایم ؟ اگر بز اخفش باشیم خوب است ؟
اگر خون دل بود با افتخار خوردیم اگر جان و تن و سلامتی و بهترین ایام زندگی بود ، نثار کردیم ، چون عاشق ایران و اسلام و امام بودیم و به آن افتخار می کردیم و اینک نیز بدان مفتخریم .
2: راه امام ، حرف نیست ؛ شعار نیست بلکه راه امام ، راه اسلام و قر آنی است که آبروی یک مومن را بالاتر از آبروی کعبه می داند . راه امام حفظ حرمت مردم است ؛ راه امام اینست که حاکمان زمینه ایی فراهم کنند که مردم و منتقدین سر پا بایستند و رک و راست تیغ تیز انتقاد را با شجاعت برکشند و ترسی از انگ ضدیت با اسلام و انقلاب و ولایت بر پیشانیشان نخورد ؛ راه امام راه آزادی و آزادگی و عزت و شرف است ؛ راه امام راه عقلانیت سیاسی و تدبیر درست امور است ، نه بی عقلی و بی تدبیری سیاسی در اداره امور به طوری که حیثیت و آبرو و اقتصاد و فرهنگ و دین مردم به خطر بیافتد . راه امام و شهیدان و خانواده شهدا از بین رفتن چاپلوسی و ریاکاری و نان به نرخ روز خوردن است . ........ نباید مثل کبک سر در برف کنیم و غوغای ریاکاری ، فقر و فحشا و بهم ریختن خانواده و فراوانی طلاق و بیکاری و له شدن فقرا و پابرهنگان در برابر هزینه زندگی و رفتار بد و زشت و طلب کارانه تعداد قابل توجهی از مدعیان دینداری و انقلابی گری با مردم و خصوصا فرزندان انقلاب را نبینیم .
مگر ما مدعی نبودیم ، می خواهیم جامعه علوی برپا و حکومتی مبتنی بر عدالت اجتماعی و سیاسی و اقتصادی داشته باشیم ؟ . بینی و بین الله قضاوت کن ببین چقدر موفق بوده ایم و چقدر راه نپیموده مانده و احیانا چقدر عقب گرد داشته ایم ؟ ........ صرفا با شعار که نمی توان مردم را راضی و یا سرگرم کرد و پز انقلاب و صدور انقلاب داد ؛ صدور چی ؟ صدور بی نظمی در حوزه قضا؛ سیاست ؛ اقتصاد ؛ اجتماع ؛ یا اخلاق و یا خانواده ؟ ............ البته هم شما و هم من و شاید بسیاری از افراد توجیهاتی و دلایلی قانع کننده هم داشته باشیم ؛ اما پس از گذشت سی سال از انقلاب ، باور کنید دیگر توجیه رنگ و روی خود را باخته است . عمل لازم است .
3: آرمان های انقلاب کدامند ؟ آبروی نظام چیست ؟ مگر بجز حاکمیت واقعی و عملی اسلام و آزادی مردم در انتخاب حاکمان و عزل آنها و توبیخ آنان و داد کشیدن بر سر خروج کنندگان بر مردم و قدرت طلبان است ؟هنگامی که حرکت و صدای میلیون ها ایرانی مسلمان و مومن و انقلابی صدای دشمن و آمریکا و اسرائیل نامیده می شود و اخیرا مومنان به اسلام و انقلاب و مکتب تشیع را با جسارتی که کمتر نشانه ایی از تقوا در آن دیده می شود به جنبش سبزاموی __ دشمنان قسم خورده اهل بیت __ تشبیه می کنند و با افتخار خود را مسلمان و شیعه و انقلابی می نامند ؛ زهی تاسف و تاثر از این بی عدالتی و بی انصافی ........ اما با سربلندی فریاد می کنیم که : مسلمانانی معتقد و پیرو مکتب اهل بیت علیهم السلام و معتقدان به آرمان امام و شهیدان یعنی جمهوری اسلامی هستیم ؛ و اجازه نخواهیم داد عده ایی تازه به دوران رسیده سیاسی که از اداره یک نانوایی عاجزند و در عین حال مدعی مدیریت بر جهان هستند و چنان کیش شحصیت پیدا کرده اند که جز خود را نمی بینند و .................... بر سرنوشت انقلاب خونبار اسلامی سیطره یابند و مردم خون دل خورده ایران و محرومان و مشتاقان عالم را با سوء تدبیر و غفلت و جهالت از اسلام عزیز و مکتب عدالت خواه تشیع و انقلاب آزادی خواهانه آن دور کنند .
4: قطعا مدال شجاعت را حضرت حق جل و علا و اهل بیت عصمت و طهارت و آزادگان عالم خواهند داد و اجر مجاهدان و مخلصان راه خدا با خداوند متعال است .
البته باز هم مانند نوشته های پیشین تاکید می کنم ، تعداد اندک و غیر قابل اعتنا که نسبتی با ایران و انقلاب ندارند را از صف مومنان به آرمانهای والای اسلامی جدا می دانیم و قصه آنان ، داستان نخود در آش انداختن و حاجی انا شریک گفتن است .___ هر چند آنان هم شهروند این کشورند و حق سخن گفتن و ابراز عقیده را در چارچوب قانون دارند ___ .
۵: کلام آخر و پرسش مهم اینست که آیا واقعا درک این مهم که بخش قابل توجه و مهمی از مردم و اکثریت نخبگان سیاسی و اجتماعی و دانشگاهی و........ از شرایط موجود ناراضی و بدان انتقاد و اعتراض دارند ، این قدر مشکل است ؟ آیا متهم کردن اینان سخت تر است یا پذیرش اعتراضشان ؟................ راه صواب و نزدیک به وحدت و همگرایی ملی به کدام نزدیک تر است ؟ .........
فاعتبروا یا اولی الابصار
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
دو شرط اقبال به روحانیت / سید حسن خمینی
روحانیت موفق روحانیتی است که مطابق نیازهای جامعه اش از بستر دینی و با تکیه بر آرمان های دینی و قضایای دینی صحبت کند. لذا روشنفکری الزاماً به معنای این نیست که سخن نو بگوید، به معنای این است که مطابق نیازهای نوین و روز سخن بگوید.
کلمه:آن چیزی که از مرحوم خاتمی در ذهن ها به یادگار مانده و همه کسانی که از ایشان یاد و خاطره یی در یاد و در دل دارند و آن را بیش از هر نکته دیگری تایید می کنند، خلوص، صفا، پاکدامنی و تقوای ایشان است و من نکته دومی را اضافه می کنم که عبارت است از توفیقی که یک روحانی در منطقه یی از مناطق جغرافیایی ایران و جهان تشیع داشته است و بحثی را تحت این عنوان مطرح می کنم که فتح بابی برای این باشد که ببینیم علل فراز و فرود اقبال مردم ما به روحانیت در جامعه چیست؟ چرا یک روحانی در جامعه یی زندگی می کند موفق است و خدای ناکرده چه عواملی می تواند این توفیق را دچار خدشه کند؟
نخستین عامل، «دوری از منیت و روی آوردن به اخلاق» است. شرط اساسی توفیق سخن و تبلیغ این است که مردم احساس کنند سخنی که بر زبان من جاری می شود، دارای یک اثر و فایده به حال آنهاست. آیه شریفه یی است که می فرماید؛ قïل لا اîسئلکم عîلîیهً مًن اجر. چرا پیامبر و همه پیامبران در زندگی خود باید دم به دم به مردم بگویند که ما اîجر نمی خواهیم؟ برای اینکه اگر مخاطب احساس کند در صدای شما و در سخن شما نفعی به حال خودتان خوابیده است، به دنبال سخن شما نمی رود و همواره احساس می کند در کجای این سخن سرش کلاه می رود.
ما در حوزه های علمیه مشکلی داریم که عبارت است از؛ «عدم تناسب بین علت غایی و علت فاعلی». علت غایی علت فاعلیت فاعل است؛ اگر من بخواهم صندلی بسازم حتماً هدفی از ساختن آن دارم. اگر این هدف در ذهنم باشد فاعلیت من را برمی انگیزد و من دست به کار می شوم و سعی می کنم در راستای هدفی که دارم صندلی را بسازم. غایت طلبگی و روحانیت، حضور در جامعه و تبلیغ و آوردن مردم به سوی شاهراه هدایت است. این غایت آیا در درس هایی که ما می خوانیم لحاظ می شود؟ آیا فاعلیت ما، یعنی درس هایی که در مسیر حوزه (فقه و اصول) می خوانیم برای اینکه یک روحانی در جامعه موفق باشد، کافی است؟
آن چیزی که بیش از همه مردم را به سوی دین می خواند، اخلاق است. اخلاق ما بیش از هر چیزی می تواند توفیق ما را در امر تبلیغ افزون کند اما چیزی که ما به طلبه یاد می دهیم فقه و اصول است و آن چیزی که از او انتظار داریم اخلاق است.
طبیعی است تناسبی بین علت فاعلی و علت غایی نیست و آنگاه اعتراض می کنیم که چرا خروجی ما در مسیر هدف مان کارایی ندارد؟ مانند کسی که به او ریاضی یاد داده اید و انتظار دارید در جامعه طبابت کند. از یک ریاضیدان باید انتظار ریاضی دانستن داشتید و اگر انتظار طبابت داشته باشید اشتباه کرده اید. اینکه امام(ره) قبل از اینکه معلم فقه و اصول باشد، معلم اخلاق حوزه علمیه است. شناختن این نقطه بزنگاه زندگی طلبگی است. مرحوم آقای مطهری در آغاز کتابش که در زمان طاغوت هم چاپ شده جمله یی دارد که «ما از هر پنجشنبه تا پنجشنبه دیگر به درس اخلاق آن استاد (امام روحی فداه) می رفتیم و در حوزه اشراق و اخلاق او بودیم.» البته در این حوزه اشراق فقه و اصول هم کارایی دارد. حتماً جامعه از ما انتظار دارد احکام را بگوییم اما برای اینکه گوش شنوایی باشد و تخاطبی وجود داشته باشد شرطی لازم وجود دارد و آن شرط این است که دل هایی پاک و جان هایی پاکیزه داشته باشیم. رمز توفیق روحانیت بزرگ ما این بوده است. ببینید هر کجا که یک روحانی متخلق حضور داشته، این حالت در او بوده است یعنی یک محیط وسیعی را تحت تاثیر قرار داده است و اساساً تفاوت بین پیامبران و فیلسوفان در همین است. فیلسوفان تنها دانایان جامعه اند اما پیامبران کسانی هستند که دل شان برای جامعه بیشتر از خود جامعه می سوزد. دانا هستند اما دانایی آمیخته به یک دلسوزی برای مردم شده است. «طه ما انزلنا علیک القرآن لتشقی» کار به نقطه یی رسد که خدا به پیامبر می گوید؛ «بس است دیگر.» این کم نیست که در روایات ما وجود دارد پیامبر تا لحظه آخر کنار پل صراط می ایستد و دائم می گوید؛ «امتی.» من تردیدی ندارم دل سیدالشهدا بیشتر به حال شمر می سوخت تا دل شمر به حال خودش. چون نقش پیامبرگونه دارد. اگر این گونه باشیم، آن وقت می بینیم کارمان تاثیر عمیقی می گذارد. اگر جامعه در سیمای یک انسان عملکرد پیامبری دید (منظور اخلاق پیامبری است)، تابع می شود، راه می افتد و حرکت می کند. حتی اگر بخواهیم به مردم درس دین بدهیم باید از دریچه های دل آنان وارد شویم و دریچه های دل مردم همواره به سوی کسانی که با اخلاق زندگی می کنند گشاده است؛ بزرگانی داشته ایم ولی کم تاثیر و اما در مقابل انسان هایی بوده اند که به ظاهر نمی توانستند مشکل تعارض اصول را حل کنند، اگر از او سوال می کردید که فرق اصالت وجود و اصالت ماهیت چیست، نمی دانست و استصحاب عدم ازلی را آشنا نبود شبهه اکل و ماکول بلد نبود، اما نقش و تاثیرش در جامعه بسیار بوده است. یکی از توفیقات مرحوم آیت الله خاتمی دارا بودن این ویژگی است؛
دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر
کـز دیـو و دد ملـولـم و انسانم آرزوست
گفتــم که یافت می نشود گشتـه ایم ما
گفت آنچه یافت می نشود آنم آرزوست
شرط توفیق تمام عالمان دینی همین است. هر جا خواستید به رمز توفیق یک عالم دینی پی ببرید، ببینید تا چه حد صادقانه و با اصول اولیه تبلیغ، یعنی با اخلاق برخورد کرده است. پیرامون این بحث مفصل می توان صحبت کرد؛ یک قدم بر نفس خود نه دیگری بر کوی دوست.
شرط دوم این است که روحانیت باید پاسخگوی نیاز جامعه خودش باشد. روشنفکر الزاماً کسی نیست که حرف نو می زند، روشنفکر کسی است که نیاز نوین جامعه خودش را می فهمد و پیرامون آن حرف می زند. بسیاری از ما چه کسانی که در علوم نقلی کار می کنند و چه کسانی که در علوم عقلی، پیرامون درد جامعه خودمان سخن نمی گوییم. این مطالبی که ما می گوییم می تواند در کتاب های ۷۰۰ سال پیش هم مطرح شده باشد و اگر تاریخ آن را بردارند هیچ فرقی نمی کند که این کتاب در سده ۱۴۰۰ نوشته شده باشد یا سده ۲۰۰، همواره زنده است. ما پیرامون درد جامعه خودمان سخن نمی گوییم. یکی از طنازان درباره یکی از روزنامه ها می گفت؛ اگر تاریخش را برداری، با این کلیشه یی که دارد می تواند هم مربوط به سال ۱۳۰۰ باشد و هم ۱۴۰۰٫
تمایز امام با اقرانش در فقیه بودن، عارف بودن و فیلسوف بودنش نبود. همه اینها بود، اما تمایز در این بود که نگاه امام(ره) به دین و فقه(به معنای برداشت از دین) کاریکاتوری نبود. کاریکاتور یعنی چه؟ و اصلاً چه کارکردی دارد؟ کاریکاتور حقیقت است اما تناسب ها در آن به هم ریخته است و تنها تمایز آن با واقعیت همین است. یعنی در کاریکاتور چهره انسان، بینی که باید یک چهارم صورت باشد نصف آن است. چشم که باید دایره یی به شعاع یک دهم صورت باشد ۰۱/۰ می شود. بسیاری از ما اسلام های کاریکاتوری داریم. یعنی حساسیت هایمان به مسائل دینی به اندازه واقعیت الهی نیست. اگر گناهی نسبت به گناه دیگر اشد است، برای ما این گونه نیست. یعنی در تناسب الهی غیبت اشد است، اما برای ما نیست. لذا پشت سر غیبت کننده نماز می خوانیم، اما العیاذبالله اگر بدانیم کسی شرب خمر کرده یا گناه دیگری مرتکب شده است ممکن است با او حرف نزنیم. اگر کسی دروغ بگوید مشکلی نداریم اما اگر کسی قتل نفس کند بسیار عصبانی می شویم و اصلاً ممکن است با او حرف نزنیم. جدا از اینکه اگر یک دروغ به نفع مان باشد خوش مان می آید و اگر به ضررمان باشد بدمان می آید. از نفس گناه و قضیه تحریمیه الهی به اندازه تناسب الهی متاثر نمی شویم؛ این یعنی اینکه دیندار کاریکاتوری شده ایم. اگر اندیشه کسی نسبت به قضایای دینی کاریکاتوری بود، قطعاً تناسب حقیقی اخلاق را رعایت نکرده است. تفاوت امام با اقرانش در این است که نسبت به دردهای جامعه و قضایای دینی کاریکاتوری نگاه نکرده است. یعنی اگر گفته است که بهائیت به اندازه ۱۰ درصد بد است، اما اصل حکومت جور صد درصد بدتر است. لذا باید در برابر آن ۱۰ برابر داد بزنیم. اگر میکده بد است حکومت ظلم بدتر است و باید نسبت به آن اعتراض بیشتری بکنیم.
پاسخگویی به نیاز جامعه و رمز اینکه «روحانیت» در دهه های ۴۰ و ۵۰ به ناگاه پیشتاز جریانات اجتماعی شد، فقه و اصول و فلسفه نبود، بلکه این بود که گفتار خود را مطابق گفتار روز و نیاز جامعه تنظیم کرد. آن روز جامعه ستیز با ظلم می خواست و بیان (روحانیت) هم ستیزه با ظلم شد والا اگر همان دوره هم حرف های هزار سال پیش زده می شد و در پی استصحاب عدم ازلی بود، آن اتفاق نمی افتاد. روحانیت موفق روحانیتی است که مطابق نیازهای جامعه اش از بستر دینی و با تکیه بر آرمان های دینی و قضایای دینی صحبت کند. لذا روشنفکری الزاماً به معنای این نیست که سخن نو بگوید، به معنای این است که مطابق نیازهای نوین و روز سخن بگوید.
به نظر من این دو ویژگی را می توان در زندگی مرحوم آیت الله خاتمی جست وجو کرد و یافت. نخست اینکه با اخلاق زندگی می کرد. متاسفانه بنده توفیق زیارت ایشان را نداشتم البته در سنین پایین فقط یک بار ایشان را دیدم که تصویری مبهم از آن در ذهنم است. در سال ۶۴ ، ۶۵ بود که یک بار در آن زمانی که آقای رضا خاتمی به تازگی ازدواج کرده بودند، به یزد آمده بودم ولی از نظر ذهنی آنقدر توانمند نبودم که بتوانم از حضور ایشان استفاده کنم.
ولی بر اساس آنچه از مرحوم ابوی و بعدها از دیگران شنیدم، در حد بالایی واجد دو شرط فوق الذکر بودند. این جمله امام بسیار مهم است که در پیام شان به مناسبت فوت آیت الله خاتمی صادر کرده بودند بسیار نامه عجیبی بود. این نامه حداقل ۲۰ نکته دارد. یک نکته آن این است که آیت الله خاتمی در کوران مبارزه، مبارزه را می فهمید و با جان و دل مبارزه می کرد، یعنی در آن روزگار این نیاز را می فهمید؛ روشنفکر بود. یعنی در آن روزگار احساس می کرد درد امروز جامعه چیست و مطابق درد جامعه سخن می گفت. اندیشمند دینی بود که اگر دین داشت، برای جامعه، مفید به حال جامعه و برای تعالی آن بود.
* متن سخنرانی ایرادشده در بیستمین سالگرد درگذشت آیت الله سیدروح الله خاتمی
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |
برای تو --- ای عزیز
که گمان می بری پاییز فصل آخر ماست و با برگ ریزان ! ریشه های تنومند نیزمی خشکند !
می گویمت : ریشه هایی که با گوشت و پوست و استخوان بهترین جوانان این مرز و بوم در انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و به هنگام دفاع ازحیثیت تشیع علوی و اسلام محمدی ــــ که فریادگر آزادی و آزادگی انسانها بوده ـــــ آب یاری شده ، نخواهد خشکبد . تلاش برای نقد انحرافات و کجی ها تکلیفی پایان ناپذیر است .
-------------------------------------------
من به چشمهای بیقرار تو قول میدهم
ریشههای ما به آب
شاخههای ما به آفتاب میرسد
ما دوباره سبز میشویم
"قیصر امینپور"
| بالاترین | مهندس | دنباله | كلوب | Digg | Yahoo | Delicious |















